^.::.متـــــــــروك.::.^
خوش آمدید
استعراه هاي قشنگي تو اين شعر بكار رفته و فكر ميكنم خيلي لطيف و يكم با سوز، منظورو رسونده. اميدوارم كه خوشتون بياد. پاييز به پاييز بنگر وقتي با مرگ مي ستيزد وقتي در حسرت عمري که گذشت ، برگهايش مي ريزد وقتي نااميدانه ، چشم به راهِ قافله ي سکوت مي نشيند تا لحظه ي رهايي فرا رسد لحظه اي که قافله ي مرگ از راه مي رسد در آن هنگام ، راهي جز رفتن نيست و اين پايان زندگيست... پس با اندوه فراوان مي بارد و چه زيباست ، بارانِ برگ رقص در باد ، تا رسيدن به آغوش مرگ چه زيباست ، بازگشت به دستان پُر مهرِ خاک بازگشتي از جنس عشق هاي جاودانه و پاک و اين بازگشت سرنوشتي است که رقم مي خورد براي هر پاييز سرنوشتي که هرگز ، ندارد راه گريز از درون حسيني باش بسه ظاهر فريبي/// به قربونت آقا هنوزم تو اينجا غريبي (به سبك رپ) نازد به خودش خدا که حیدر دارد / دریای فضائلی مطهر دارد همتای علی نخواهد آمد والله / صد بار اگر کعبه ترک بردارد سلام.عید غدیر خم مبارک. یه وقت سیدا ما رو فراموش نکنند... هم از نظر عرفانی و هم از نظر عیدی دادن (دومی بیشتر بشه لطفا امسال وبلاگم یه عیدی خیلی قشنگ داره و اونم شعر خیلی زیبا و پر مفهوم از حسین اندرخورا با نام "شاه مردان"ه انتقادات قشنگی هم تو این شعر نهفتست که متاسفانه مشکل بزرگی محسوب میشه مخصوصا در زمان حال ! امیدوارم لذت ببرید... زبانم به مدح علی غاصر است شعور علی داشتن نادر است که در وصف او در بماند زبان که عشق علی نی بدین سان بُود تو رو از سر آغاز آی و عَدَم به دیوار عالم چنان رَج زنی ؟ به مولا رسیدن هلاک تن است علی ضربه میزد چنین و چنان به جنگ اندرون بود هم یک به چند به مولا تو دیدی همین یک به صد !! کِی اش طالب زور و اَزوار بود نماز علی بهر فردوس نیست مُصّور به ذهنش،به دوزخ گرفتار بود که آن نیست جز رب نام و نِعَم علی جان تو خود، وصف عشقت بگو سلام امیدوارم حالتون خیلی خوب باشه ببخشید بخاطر غیبتم.ترجیح میدم تا جایی که میشه سکوت کنم(آخه انگاری اگه حرفی بزنم پشت سرم حرف در میاد!!) و شعر جدیدی که دستم رسیده و ازش لذت بردمو بذارم تا شما هم اگه باب میلتون بود ازش لذت ببرید.شعر این پست هم از "مسافر"،دوست خوبمه که محتوا و مضمون جالبی داره و امیدوارم خوشتون بیاد. " هرگز نمی گویم " از پلک های خسته ام نمی گویم من همانم که جهانم و نهانم از خداست روح شادابم دگر از تن پر دردم جداست یاد بدارید آدمیان عشق دنیا کم بهاست حال من بینید که خود اثبات بر این ماجراست! ناله ای سر ندهم عهدی کنم در وقت خواب بر نخیزد لحظه ای ، آه از دل پر تب و تاب شکوه هایم در دلم ماند و بسی دم نزدم از بر درد و غمم ، بر ابروان خم نزدم از که نالم ناله ها را با چه کس سودا کنم؟ پس همان بهتر که با رب ، با خدا نجوا کنم روزگار چرخید و چرخید ، قرعه زد بر اسم من این چه حکمیست که بهرش،بی گناهان مجرمند؟ این چه رسمیست ای خدا کین روزگار بر من نوشت ضجه هایم میچکد ، آهی شود بر سرنوشت دوری من از جهان روزی شود از سر بدر بی سر و سایه بماند ، آنکه ماند بی پدر این سر شیدا نباشد از برای خویشتن من برای آن سر و همسر شدم محتاج تن من نخواهم ضجه و اشک فراوان از تو یار بعد این اشک غمت ، تا سالها یادم بدار بی وفایی کم نکرد این روزگار با من ولی خوش بمانید اهل عالم ما که رفتیم یا علی... با تشکر از حسین (عارف) عزیز كه در گفتن چند بيت كمكم كرده. لطفا برای شادی روحش یه فاتحه بفرستید.
در شگفتم از مردمي كه خود زير شلاق ظلم و ستم زندگي ميكنند و بر حسيني مي گريند كه آزاد زيست (دكتر شريعتي)
اميدوارم عزاداريتون قبول باشه
متاسفانه در سالهاي اخير شاهد حقايقي در محرم هستيم كه واقعا خجالتآوره. عزادار هاي واقعيش يه طرف و عزادار هاي پر رياش هزار طرف.
حسين آزاد زيست تشنه ي آب نبود///لشكرش از خماري توي خواب نبود
نه طمع غذا داشت نه چشماي هيز/// به شرفم قسم كارمون مردونگي نيس
تو صف غذاي حسين بعضيا خمارو مستن/// يه سري هم عضو لشكر شماره به دستن!!!
موندم چرا ميكنن از اسمش سو استفاده///واسه يه عده هم حسين خيلي سودش زياده!
نه قمه ميخواد نه پرچم نه گريه ي زوري///اگه اينطوري فكر نكني پس خيلي ازش دوري
ميري مسجد تا فلاني تو رو ببينه بدونه/// كه تو سينه زني؟بيخيال شام نوش جونت!!!
پست اين بار وبلاگ يه آهنگ انتقادي خيلي جالب از گروه Thirteen a.m و دوستاي خوبم امير و كامروز و مهرداده كه واقعا يه كار انتقادي با شعر قوي از آب در اومده. اميدوارم كه خوشتون بياد.
براي دريافت آهنگ و شعرش به ادامه مطلب بريد.
ادامه مطلب
![]()
)
ز نام علی مجتمع شد جهان
چنین مدعا ها فراوان بُود
به راه علی گر نهادی قدم
تو کز راه مولا علی دم زنی
تو دانی علی در زبان راحت است
تو گفتی علی بود یل در جهان
علی درب خیبر چنان می فکند
چه گویی کجایی تو ای مرد بد
علی عاشق رحمت یار بود
تو دانی نماز علی بهر چیست؟
که فردوس پیش علی خار بود
علی عاشق یک هدف بود هم
ببین عارف آمد چنین چاره جو
چون شب را تاریک تر می کند
از رد وپای اشک بر گونه هایم نمی گویم
چون باران پنجره ها را غمگین تر می کند
چون بغض , سکوت را سنگین تر می کند
از لحظه ای که با نگاهی می آید
با لبخندی می نشیند
و بی صدا می رود
از تصویری که مرا به خاطراتم می برد
چیزی نمی گویم
از دنیای خودم , دنیای تو
از عظمت این دنیای فانی , هیچ نمی گویم
چون با همه ی بزرگیش در چشمان کوچکم جای می گیرد
چون در یک لحظه برای همیشه می میرد
همان لحظه که هرگز فراموش نمی شود
همان لحظه که جدایی معنا می شود
از آن لحظه , هرگز نمی گویم
از آن لحظه همیشه لبخند می زنم
و می گریزم از اندوه و درد
تا شاید باور کنم که عشق نمرده است...!
